سؤالات و پاسخنامه تشريحی                 عربی عمومی -رشته رياضی                               کنکور 85

                                                                                                               تهيه کننده: محمد باقر عطاری

                                                                                                                     دبیر عربی - مشهد

                                                                                                                  همراه: 09153040634

                                                                                                                                                           85/4/13

    توجه:  برای بدون اشکال دیدن پاسخنامه، پیشنهاد می شود  فونت  B  Badr   درسیستم شما نصب باشد.

پاسخنامه تشریحی                         کنکور85              درس عربی (عمومی - ریاضی )

                                                                                                   تهيه کننده: محمد باقر عطاری

                                                                                                        دبیر عربی - مشهد

                                                                                                  همراه: 09153040634 

توجه: این پاسخنامه  در بردارنده مطالب آموزشی بسیاری است.

\  یعنی: « باید بشود »

D يعنی: « مراجعه شود »

  1. گزینه 2 پاسخ درست است.
    1) لن، فعل را به آینده منفی تبدیل میکند، بنابراین:
    اجازه دخالت نمیدهیم  \اجازه نخواهیم داد.
        
    دخالت، ترجمه درستی برای أن تدخلوا نیست.
       
    جامعه و سیاست \ اجتماعی و سیاسی
     
    3) بنا برآنچه در گزینه 1 گفته شد،
    اجازه نمیدهیم
    \ اجازه نخواهیم داد.
      
     مسائل، ترجمه دقیق و درست شؤون نیست.
       
    جامعه، زاید است.
     4) کلمات
    سخن، دابر بر اینکه، مداخله کنند، ترجمه های نادرستی هستند.

  2. گزینه 3 پاسخ درست است.
    1)
    شب تاریک  \ تاریکهای شب.
        یکی از روشهای حصر (منحصر کردن ) بکاربردن ادات نفی و ادات استثنا (إلاّ ) است. چنین جمله ای را به دو صورت میتوان ترجمه کرد:
        الف -  جمله مثبت همراه با قید فقط یا تنها.
        ب - جمله منفی همراه با قید مگر.
       
    ما عرفوا ... باید ترجمه شود: امام را فقط بعد از مرگش شناختند یا امام را نشناختند مگر بعد از مرگش.
    2)
    ظلمت شبها
    \  تاریکیهای شب.
      
     اکیاس جمع کیس است بنابراین:  کیسه
    \   کیسه های
      
      فقرا
    \   فقیر
        
    نمی شناسند
    \ نشناختند     D توضیح گزینه 1
    4) آن، زاید است
        
    کیسه 
    \  کیسه های
        
    او، زاید است
        
    مرگ
    \  مرگش
        
    عرفوا، فعل ماضی ساده است. بنابراین: شناخته بودند 
    \  شناختند

  3. گزینه 4  پاسخ درست است.
    1)
    کان از افعال ناقصه است و هرگاه خبر آن یک اسم باشد، به صورت ماضی ساده فعل بودن ترجمه می شود. بنابراین: میسوزاند 
    \ سوزان بود
        هرگاه
    خبر کان، فعل مضارع باشد، همراه با آن فعل به صورت ماضی استمراری ترجمه میشود.  باید توجه داشت که فعل کان بنا به قرینه لفظی حذف شده است وجمله در اصل چنین بوده است: (کان) الناس یواصلون ...  . بنابراین: بپیمایند
    \ می پیمودند.
       
    خورشید
    \   آفتاب
    2)
    در صحرا خورشید
    \  آفتاب صحرا
       
    داغ می کند   
    \ سوزان بود     D توضیح گزینه 1
      
      با سختی زیاد
    \   با سختی
      
     طی می کنند  
    \  طی می کردند     D  توضیح گزینه 1
    3)
    در صحرا آفتاب 
    \  آفتاب صحرا
       
    سوزان است  
    \   سوزان بود         D   توضیح گزینه 1
      
      سخت می پیمایند  
    \  به سختی می پیمودند

  4. هر 4 گزینه پاسخ درست است.     D مقاله  یک سؤال و جهار پاسخ

  5. گزیه 1 پاسخ درست است.
    2)
    نتعود، مضارع منصوب است و برابر با مضارع التزامی در زیان فارسی است. و از مصدر تعَوّد به معنای عادت کردن است. بنابراین: باز گردیم 
    \ عادت کنیم
        ترجمه جمله: ما باید به کارهای نیک عادت کنیم و پیوسته آنها را انجام دهیم.
    3)
    مکن 
    \  کن. ادات نفی + إلا (ادات استثنا) = حصر   D  سژال2،  توضیح گزینه1
        ترجمه جمله: در کارهای مهم خویش فقط با دانا مشورت کن. یا  در کارهای مهم خویش جز با دانا مشورت مکن.
    4) ماذا قصدک،
    جمله اسمیه است و برزمان حال دلالت دارد. بنابراین: چه خواهد بود  
    \  چیست
        ترجمه جمله: از کجا بدانم که منظورت چیست؟

  6. گزینه 2 پاسخ درست است.
    1)
    إن (اگر) از ادوات شرط است که پس از آن، دو جمله می آید. فعل جمله اول را فعل شرط و فعل جمله دوم را جواب شرط گویند. فعل شرط یا جواب شرط به مضارع التزامی ترجمه می شود، اگرچه ماضی باشد. بنابراین: بودید 
    \  باشید
        ترجمه جمله: اگر در راه مستقیم باشید خداوند شما را در زندگیتان هدایت می کند.
    3) غنی، نکره است بنابراین نباید اسم اشاره که از نشانه های معرفه بودن است، قبل از آن قرار گیرد.
         هو صاحب الجود، یک جمله اسمیه است و بر زمان حال دلالت دارد. بنابراین: هو صاحب الجود یعنی:
    بخشنده است
         ترجمه جمله: خداوند بی نیازی است که فقیر نمی شود و او بخشنده است.
    4) فعل
    تتخلص، مضارع منصوب است و برابر با مضارع التزامی در فارسی است. بنابراین: رهایی خواهی یافت 
    \ رهایی یابی
         نکته: ساختار جمله چنین است:
    فعل امر + ف + مضارع منصوب. به عبارت دیگر هرگاه پس از فعل امر، حرف «ف» و پس از آن فعل مضارع بیاید؛ آن فعل مضارع منصوب است. در این صورت «فا» را سببیه گویند زیرا جمله قبل از آن سبب وقوع فعل پس از آن شمرده می شود، مثال: اُدرُس فتنجحَ. درس بخوان تا قبول شوی. یعنی درس خواندن، سبب و علتی برای قبول شدن است.
         ترجمه جمله: راستگو باش و خلاف وعده ات نکن تا از اشتباهات رهایی یابی.

  7. گزینه 4 پاسخ درست است.
    1) ساختار معمول جمله فعلیه چنین است:
    فعل + فاعل + (مفعول) + (جار و مجرور). هرچند گاهی بنا به دلایلی، جای اجزای جمله تغییر می کند. بنابراین آمدن جار و مجرور در اول جمله، فصیح نیست هرچند غلط محسوب نمی شود. اما این جمله اشکالات دیگری دارد که عبارتند از:
        قطرات جمع است بنابراین:
    قطره  
    \   قطرات.
        التی، اسم موصول و صفت برای الإستقامة است. بنابراین: ترجمه
    الإستقامة التي می شود: استقامتی که.
       
    بنگر در این جمله ترجمه نشده است.
       
    صخره سخت، معرفه است و ترجمه آن می شود: الصخرة الصعبة.
       
    سوراخی، نکره است و ترجمه آن می شود: ثقباً.
       
    ایجاد می کنند، فعل مضارع است و ترجمه آن می شود: تُحدِثُ.
    2)
    إعلم یعنی بدان.
         در مورد أحدثت  و صخرة صعبة  
    D  توضیح گزینه1
    3)
    تعلمت، فعل ماضی است و ترجمه آن می شود: دانستی.
        در مورد  الإستقامة التی و الثقب
    D   توضیح گزینه1

  8. گزینه 1 پاسخ درست است.
    1)
    المحاسن جمع حُسن به معنی نیکی می باشد در صورتی که بهترین، صفت عالی است و معادل اسم تفضیل  در زبان عربی است. بنابراین: أحاسن جمع أحسن، ترجمه درست بهترینها می باشد.

■■  برای پاسخ دادن به سؤالات درک مطلب ابتدا باید 2 یا 3 متن داده شده با دقت خوانده شود، و پس از اطمینان از اینکه مطلب بخوبی درک شده است، اقدام به پاسخ گویی به سؤالات پس از آن شود.

  1. گزینه 4 پاسخ درست است.
    ترجمه سؤال این است: استعمارگران کی از ظلمشان دست برمی دارند؟
    با توجه به اینکه در متن آمده است:  الدول الاستعماریة  . . .       (استعمارگران بعد از انقلابها حق ملتها را به رسمیت میشناسند) گزینه4 درست است. چون پس از روبرو شده با قدرت انقلاب است که قدرتشان گرفته می شود و قادر به غلبه نیستند، نه هنگامی که ستمدیده ای به دنبال حقش باشد (گزینه1) یا زمانی که با لطف و احترام از آنها در خواست حق شود (گزینه2) یا هنگامی که انقلابی نا موفق اتفاق بیفتد.
    ترجمه گزینه 4 چنین است: آنگاه که  با توانمندی روبرو شوند که قادر به غلبه بر او نباشند.
    ترجمه سایر گزینه ها:
    1)  آنگاه که ستمدیده ای را ببینند که به دنبال حقش می گردد.
    2) انگاه که از آنها با لطف و احترام خواسته شود.
    3) آنگااه که انقلابی ناموفق اتفاق بیفتد.

  2.   گزینه3 پاسخ درست است.
    آنچه از متن دریافت می شود یاد آور این بیت سعدی است:
             درشتی و نرمی به هم در به است          چو رگزن که جراح و مرهم نه است
    بنا براین نرمی در برابر دوستان و درشتی در مقابل دشمنان توصیه شده است. یعنی گلی بودن که برای محافظت از خویش خار دارد. و این مفهوم در گزینه3 آمده است.
    ترجمه گزینه3 چنین است: همچون گلی باش که خاری دارد تا از خودش مواظبت کند.
    ترجمه سایر گزینه ها:
    1) با دشمنان مانند کلی باش که خار ندارد.
    2) با دوستان مانند شیر و با دشمنان چون گوسفند باش.
    4) در زندگی مانند خار باش تا دور و نزدیک از تو فاصله بگیرند.  

  3. گزینه4 پاسخ درست است.
    با دشمنان سخت بودن و با دوستان ملاطفت، مفهومی است که از متن برمی آید. و این مفهوم در گزینه4 آمده است.
    ترجمه گزینه4 چنین است: کسانی که با او (محمد) هستند، با کافران سختگیر و با خودشان مهربانند.
    ترجمه سایر گزینه ها:
    1) به سختگیری رو کنید که برایتان مفید است.
    2) در هر حال مهربان باش، که انسان دل مهربان است.
    3) در سختگیری که به تو زیان می رساند، سودی نیست.

  4. گزینه2 پاسخ درست است.
    ترجمه عبارت سؤال چنین است: کسی که گرگ نباشد، گرگها او را میخورند.
    مفهوم عبارت این است که قوی، ضعیف را می خورد. و این مفهوم در گزینه2 آمده است.
    ترجمه گزینه2 چنین است: دنیا همچون جنگلی است که قوی ضعیف را می خورد.
    ترجمه سایر گزینه ها:
    1) در برابر دوستانت ضعیف نباش که آنها ترا می خورند.
    3) اگر مادر قدرتمند نباشد، فرزندان سخنش  را گوش نمی کنند.
    4) اگر انسان قوی نباشد، دیگران از او دوری می کنند.

  5. گزینه3 پاسخ درست است.
    1) الأسدَ، مجرور بحرف جر می باشد. بنابراین:
    الأسدَ  
    \   الأسدِ.
    2) أصدقاءٌ، خبر افعال ناقصه است و باید منصوب باشد. (نکون، از افعال ناقصه و اسم آن ضمیر مستتر نحن است). بنابراین:
    اصدقاءٌ  
    \   اصدقاءً.
         نکته: اسم افعال ناقصه مرفوع و خبر آن منصوب است.
    4)  اصدقاء  
    D     توضیح گزینه2
         الأعداءً، مضاف الیه و مجرور است. بنابراین:
    الأعداءَ  
    \    الأعداءِ.

  6. گزینه2 پاسخ درست است.
    1) یقتربون، مجهول است در صورتی که این فعل لازم است و فعل لازم نمی تواند مجهول شود. بنابراین:
    یُقترَبونَ   
    \   یَقترِبونَ
         مَن، حرف جر است نه اسم موصول. بنابراین:
    مَن  
    \   مِن.
    3) لَ، حرف جر و مبنی بر کسر است. بنابراین:
    لَ   
    \     لِ.
         خوف مجرور به حرف جر است. بنابراین:
    خوفَ    
    \   خوفِ.   ( لَخوفَهم   \   لِخوفِهم).
    4) أنفسَ، مجرور به حرف جر است. بنابراین:
    أنفسَ   
    \     أنفسِ.

  7. گزینه 4 پاسخ درست است.
    1)
    للغائبات       
    \    للمتکلم مع الغیر.
        أصدقاء، خبر نکون است و اسم نکون، ضمیر مستتر نحن می باشد. بنابراین:
    اسمه أصدقاء      
    \     اسمه نحن المستتر.
    2) نکون، از افعال ناقصه است، نه حروف مشبهه.
        اسمه أصدقاء        
    D       توضیح گزینه1
    3) نکون، فعل مضارع و معرب است. بنابراین:
    مبنی      
    \       معرب.
         نکون، از افعال ناقصه است و افعال ناقصه، فاعل و مفعول ندارند بلکه بجای آنها، اسم و خبر دارند. بنابراین:
    فاعله     
    \    اسمه.

  8. گزینه 4 پاسخ درست است.
    1)
    للغائبات    
    \   للغائبینَ.
       
     فاعله ضمیر «ن» البارز    
    \     فاعله ضمیر « و»  البارز
    2)
    معتل و اجوف  
    \     صحیح و سالم.
    3)
    باب افعال   
    \   باب إفتعال.
      
     متعد      
    \    لازم.

  9. گزینه2 پاسخ درست است.
    1)
    جامد  
    \    مشتق صفت مشبهه.

    3) م
    ضاف الیه و مجرور  
    \     نعت (صفت) و مجرور.   للمضاف   \     للمنعوت (للموصوف)
         نکته:  تفاوتهای صفت (نعت) و مضاف الیه عبارتند از:
         الف -  مضاف (اسم قبل از مضاف الیه) ال یا تنوین نمی گیرد، در صورتی که منعوت (اسم قبل از نعت)، ال یا تنوین دارد.
                  باید توجه داشت که اسم های غیر منصرف تنوین نمی گیرند. بنابراین در صورتی که صفت یک اسم غیر منصرف باشد، تنوین نمی گیرد.
         ب -    مضاف الیه، مجرور است ولی صفت اعراب اسم قبل از خود را میگرد. یعنی اعراب صفت و موصوف یکی است.
         پ -    جنس و تعداد مضاف الیه وابسته مضاف نیست. ولی صفت از نظر جنس و تعداد همانند موصوف.
                  در صورتی که موصوف، جمع غیر عاقل باشد، صفت مفرد مؤنث است.
         ت -    مضاف ومضاف الیه،  نشاندهنده رابطه بین دو اسم اند، در صورتی که صفت، ویژگی اسم قبل از خود را بیان می کند.
                  به عبارت دیگر، مضاف و مضاف الیه دو اسم اند که مستقل از وجود دارند در صورتی که وجود صفت وابسته به وجود موصوف است.
                  مثال: کتاب علی، مضاف و مضاف الیه اند و هر کدام بدون وابستگی به دیگری وجود دارد.
                          کتاب بزرگ، موصوف و صفت اند و تنها کتاب وجود خارچی دارد و بزرگ بودن یکی از ویژگیهای کتاب است.
        ث _    صفت، نسبی است یعنی قابلیت کم یا زیاد شدن دارد، در صورتی که مضاف الیه اینگونه نیست.
                 در مثالهای قبل، می توان گفت: کتاب بزرگتر ولی نمی توان گفت کتاب علی تر.
    4)
    اسم تفضیل    
    \    صفت مشبهه.

  10. گزینه3 پاسخ درست است.
    1) حرف عله (و- ا - ی) در صورتی که قبل از یک حرف ساکن قرار گیرد، حذف می شود. 
    تُوبنَ   
    \    تُبنَ.
    ٢) إرض، در اصل ترضین بوده است که به دلیل مجزوم شدن {فعل امر)، ن از آخر آن حذف شده است. بنابراین:
    ارض    
    \   إرضي.
        اعف،  در اصل تعفین بوده است که به دلیل مجزوم شده (فعل امر)، ن از آخر آن حذف شده است. بنابراین:
    اُعفُ    
    \    اعفي.
    ٤) لم تعود، مجزوم است و حرف د ساکن می باشد، و حرف عله قبل از ساکن حذف می شود. بنابراین:
    لم تعود  
    \    لم تعدْ.

  11. گزینه١ پاسخ درست است.
       نکته:
    ما در صورتی که ادات شرط باشد، جازمه است. و پس از ادات شرط، دو جمله می آید. که فعل جمله اول، فعل شرط و فعل جمله دوم را جواب شرط گویند.
    2)
    ما، نافیه است و فعل پس از خود را منفی می کند.
    3)
    ما، موصول است و پس از آن جمله ای می آید که صله موصول خوانده می شود.
    4)
    ما، استفهامیه است و جمله پس از آن مورد سؤال قرار می گیرد.

  12. گزینه1 پاسخ است.
       نکته:
    اسم لاء نفی جنس، مبنی برفتح و محلاً منصوب می باشد. یعنی اسمی که پس از لاء نفی جنس می آید، ال یا تنوین ندارد.
     
    2)
    لا، ناهیه است و پس از آن یک فعل مضارع مجزوم می آید.
    3)
    لا، نافیه است و فعل پس از منفی است. لا نافیه قبل از یک فعل مضارع مرفوع یا منصوب قرار می گیرد.
    4)
    لا، نافیه است.      
    D     توضیح گزینه3

  13. گزینه3 پاسخ درست است.
       نکته: آنکه موجب تأکید فعل می شود،
    مفعول مطلق تأکیدی خوانده می شود.
               مفعول مطلق تأکیدی، مصدری از جنس فعل و نکره و منصوب است.

              
    اطاعۀ، مفعول مطلق تأکیدی است و موجب تأکید فعل می شود.
    1) در این گزینه، مفعول مطلق وجود ندارد. ترکیب (اعراب) کلمات این گزینه عبارتند از:
        ما: حرف نفی است و حرفها ترکیب یا اعراب ندارند.
        شاهدنا: فعل و فاعل آن ضمیر بارز نا
        في: حرف جر و اعراب نمی شود
        طریق: مجرور به حرف جر
        نا: مضاف الیه و مجرور محلاً
        إلا: حرف استثنا و اعراب نمی شود
        مناظر: مستثنی مفرغ  به عنوان مفعول منصوب
        جمیلۀ: نعت (صفت) و منصوب بنا بر تبعیت از موصوف (مناظر)
    2) در این گزینه مفعول مطلق وجود ندارد. اعراب کلمات این گزینه عبارتند از:
        تذهب: فعل و فاعل آن اسم ظاهر الطالبات و جمله فعلیه
        الطالبات: فاعل و مرفوع
        إلی: حرف جر
        المدرسۀ: مجرور به حرف جر
        عجلات: حال و منصوب
        و: حرف عطف
        مسرعات: معطوف و منصوب
    4) در این گزینه مفعول مطلق وجود ندارد. اعراب کلمات این گزینه عبارتند از:
        نعلم: فعل و فاعل آن ضمیر مستتر نحن و جمله فعلیه
        أنَّ: از حروف مشبه به فعل
        بعض: اسم أن و منصوب
        الجبال: مضاف الیه و منصوب
        اکثر: خبر آن و مرفوع
        ارتفاعاً: تمییز و منصوب
        من: حرف جر
        سائر: مجرور به حرف جر
        جبال: مضاف الیه و مچرور
        الأرض: مضاف الیه و مجرور

  14. گزینه1 پاسخ درست است.
       نکته:
    حال به دو صورت مفرد و جمله حالیه می آید. آنچه موجب به اشتباه افتادن پاسخ دهنده می شود، این است که حال مفرد، منصوب است و چون صامتین منصوب است، ممکن است حال تلقی شود و چون در سؤال خطا خواسته شده است از انتخاب این گزینه به عنوان پاسخ صرف نظر شود، در صورتی که در سؤال حال به صورت جمله اسمیه آمده است که الطلاب، مبتدای آن می باشد. و خبر آن باید یک اسم مرفوع باشد. و چون صامتین مرفوع نیست نمی تواند خبر باشد و پاسخ سؤال همین گزینه است.
    2)
    صامتون مرفوع است و می تواند خبر باشد.
    3)
    یستمعون، یک فعل مضارع است و برای خبر بودن مناسب است.
    4)
    مستمعون، یک اسم مرفوع است و برای خبر بودن مناسب است.

  15. گزینه3 پاسخ درست است.
       نکته1: یکی از موارد کاربرد
    تمییز، برطرف کردن ابهام از یک اسم تفضیل است. زیرا اسم تفضیل بر برتری صفت دلالت دارد، و تمییز مشخص کننده این است که اسم تفضیل از چه نطر برتری دارد. بنابراین اسم تفضیل غالباً نیاز به تمییز دارد و اسم منصوبی که بعد از آن می آید، تمییز محسوب می شود.
       نکته2: دو کلمه 
    خیر و شر، گاهی اسم تفضیل و گاهی مصدر اند. این دو کلمه در گزینه های ا و 2 و 4 مصدرند. و چون کلمه خیر در گزینه 3 اسم تفضیل است، نیاز به تمییز دارد.

  16. گزینه2 پاسخ درست است.
       نکته1: شرط  محذوف شدن
    مستثنی منه این است که جمله قبل از إلاّ، منفی یا سؤالی باشد. که در این صورت اسم پس از الا مستثنی مفرغ خوانده می شود.
       نکته2: مستثنی اگر تام باشد، منصوب است. و اگر مستثنی مفرغ باشد، اعراب مستثنی منه محذوف را می گیرد. که ممکن است مرفوع یا منصوب و به ندرت مجرور باشد.
       نکته3: اگر اسم پس از إلا،
    مرفوع یا مجرور باشد، مستثنی حتماً مفرغ است و در این صورت مستثنی منه محذوف است. و چون در گزینه 2 المؤمنون، مرفوع است، مستثنی مفرغ است و مستثنی منه محذوف می باشد.
       از راه دیگر نیز می توان گزینه درست را یافت: در گزینه2 یدرک، فعل است و
    فاعل آن نیامده است. بنابراین در این گزینه فاعل ( مستثنی منه ) محذوف می باشد.

  17. گزینه2 پاسخ درست است.
       نکته:
    فعلی که پس از منادی می آید و مرجع ضمیر (فاعل) آن، منادی است باید مخاطب باشد
    زیرا منادی اسمی است که مورد خطاب قرار می گیرد.
       در گزینه2 فعل
    رزقَ، غایب است بنابراین مرجع فاعل آن (ضمیر مستتر هو) نمی تواند منادی باشد. و از این نظر در این گزینه، منادی وجود ندارد.
       ترکیب ( اعراب) کلماتی از گزینه2 که می تواند ما را در یافتن پاسخ کمک کند:
       رب: مبتدا و مرفوع تقدیراً
       ي: مضاف الیه و مجرور محلاً
       الذی: خبر و مرفوع
       رزق: فعل و فاعل آن ضمیر مستتر هو (مرجع ضمیر، رب)
    1) اعراب کلماتی از این گزینه که ما در یافتن پاسخ کمک می کند.
        رب: منادی مضاف و منصوب تقدیراً
        نا: مضاف الیه و مجرور محلاً
        لا تحمل: فعل امر و فاعل آن ضمیر مستتر أنتَ (مرجع ضمیر رب)
    3) اعراب کلماتی از این گزینه که ما در یافتن پاسخ کمک می کند.
         رب: منادی مضاف و منصوب تقدیراً
         ي: مضاف الیه و مجرور محلاً
         کرمت: فعل و فاعل آن ضمیر بارز ت (مرجع ضمیر رب)
    4) اعراب کلماتی از این گزینه که ما در یافتن پاسخ کمک می کند.
         اله: منادی مضاف و منصوب تقدیراً
         ي: مضاف الیه و مجرور محلاً
         إقض: فعل امر و فاعل آن ضمیر مستتر أنتَ (مرجع ضمیر اله)

                                                                                                                          پيروز باشيد

  Y Home

آموزش

راه دانشگاه

مشاوره

زنگ اول

تماس با ما